تو رفتی دکتر بشوی تا بیایی تمام گوجه سبزها را از سرِ شاخه‌ها بچینی...(ایکون شازده یادآور)

تو که رفتی دکتر شوی احوال‌پرس ما هم شده طبیب شفاخانه و غیر از طبیب و انژکسیون‌چی کسی نیست پی‌جوی احوال ما گردد و برایش مهم نیست خوشیم یا ناخوش‌احوال...(ایکون شازده اطلاع‌رسان)

گوجه‌هایِ سبز تمام شدند و نیامدی حال من را خوب کنی!(ایکون تمامِ گوجه سبزهای باغ)



+ |  نويسنده: شازده اسدالله میرزا   ساعت: 13:43  سه شنبه ۱۳۹۴/۰۴/۲۳ چت و گفتگو  | 

بی‌خودکی خودتان را معطل نکنید!!!(ایکون شازده اطلاع‌رسان)

در کافه‌یِ دلِ من تنها یک صندلی هست آن هم پشت کانتر که هیچ‌وقت هم خالی نمی‌شود... رزرو دائم... (ایکون نگید نگفتا)

راستی، گفتم قهوه‌ی چشمانت را با عسلِ بوسه‌ شیرین می‌کنم؟!!!!(ایکون از سری نوشته‌های همین‌جوری)



+ |  نويسنده: شازده اسدالله میرزا   ساعت: 12:51  سه شنبه ۱۳۹۴/۰۲/۱۵ چت و گفتگو  | 
 

تو برو... حالِ من را بگذار به حساب هوا؛ دکتر که شدی بیا... بیا اصلا تمام گوجه‌های سبز را از سرِ شاخه‌ها تو بچین و تنهایی بخور... بیا مرا خوب کن...(ایکون لبخند پهن شازده)

حالِ من مالِ هواست... خب؟(ایکون چشمک ملوکانه)



+ |  نويسنده: شازده اسدالله میرزا   ساعت: 15:43  پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۲۰ چت و گفتگو  | 
قرار رفت، از همان راه همیشگی بیایی...

خبرت کردند اتوبان شده؟(ایکون نگاه یورکی)



+ |  نويسنده: شازده اسدالله میرزا   ساعت: 16:17  شنبه ۱۳۹۴/۰۱/۰۸ چت و گفتگو  | 

بهار یک بهانه‌ست برای تازه‌تر شدن... شُکرِ ربِ رحیم که گردونِ نامراد لَختی به مراد گشت و دولتیِ سرِ بهار، حال روزگار و احوال دوستانِ جان‌مان خوش شد؛ نو شد روزمان به مبارکی... بهارِ‌ روزگارتان بی‌زوال

بهارتان به دل

دل‌تان باغِ نارنگی...(ایکون عیدتان مبارک)



+ |  نويسنده: شازده اسدالله میرزا   ساعت: 16:25  جمعه ۱۳۹۳/۱۲/۲۹ چت و گفتگو  | 
جا داره همین جا از زحمات بی دریغ خودم در سال گذشته تشكر كنم (ایکون شازده از خود تشکر کننده)



+ |  نويسنده: شازده اسدالله میرزا   ساعت: 1:34  پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۱ چت و گفتگو  | 

اگر روزی بنا باشد که سردبیر مجله‌ی طنزی بشوم بی‌شک ریخت مربی‌های حال حاضر اروپا به دنبال بازیکن‌های معروفِ خدا میلیون دلاری نمی‌روم بلکه ریخت علی پروین، چهارپایه‌ی پلاستیکی‌ام رو برمی‌دارم یه سر می‌زنم به زمین خاکی‌های توئیتر و وب‌لاگ و فیس‌بووک می‌رم و نوشته‌های طنز بداهه‌اشون رو آنالایز می‌کنم و ازشون دعوت به همکاری می‌کنم تا بیان توی مجله من بنویسند... اون‌هایی که طنز رو صرفا برای شاد کردن و شاد شدن می‌نویسند نه از بابت قرارداد با فلان مجله و نشریه یا خوش‌آمد فلان مسئول و حزب و گروه...

من اگر قرار باشد روزی سردبیر مجله‌ای بشوم نویسنده‌هایم نه پوریا عالمی هست نه ابراهیم افشار نه امثال این‌ها نویسنده‌های من کسانی هستند که ساعت 4 صبح وقتی از مهمونی اومده و داره منهدم می‌شه از خستگی باز میاد چنان توئیت می‌کنه که به جونت می‌شینه که دلت می‌خواد عوض یک‌بار دوبار فیو بزنی و نمی‌شه!

خلاصه خواستم بگم مطبوعات این روزهای این مملکت محتاج سردبیرهایی امثال علی پروین هست که بره بشینه بیخ زمین خاکی و بازی بچه‌های پابرهنه رو ببینه که با توپ جادو می‌کنند!

بازار نشر امروز اگر این‌قدر کساد هست صرفا به این دلیلِ که ناشرهای ما هم دنبال اسم و توصیه و مافیا هستند... باور کنید همین بچه‌های زمین‌های خاکی توئیتر و وبلاگ رو اگر به‌شون بها بدی نویسنده‌های خوبی از توشون در میاد که کتابشون حتی به چاپ پنجم و ششم هم می‌رسه.

منتها نه من سردبیر هیچ‌کدوم از مطبوعات این کشور هستم و نه هیچ‌کدوم از سردبیرهای ما ریخت من علی پروینی فکر می‌کنند!



+ |  نويسنده: شازده اسدالله میرزا   ساعت: 15:24  شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۲ چت و گفتگو  | 
این روزها سکوت و خلوت و خمیازه رو تمرین می‌کنم...(ایکون خمیازه‌های کش‌دار)

کتاب می‌نویسم...(ایکون شازده نویسنده)

کتاب می‌خونم...(ایکون یار قدیمی)

 و زندگی رو خیره نگاه می‌کنم!!!(ایکون دنیای این روزهای من)



+ |  نويسنده: شازده اسدالله میرزا   ساعت: 14:2  سه شنبه ۱۳۹۳/۱۱/۲۱ چت و گفتگو  | 
سودای تو کرده... (ایکون مفید و مختصر)



+ |  نويسنده: شازده اسدالله میرزا   ساعت: 19:41  دوشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۲۰ چت و گفتگو  | 
مبادا... منم، بی تو! (ایکون از سری نوشته‌های همین‌جوری)

پ.ن: (ایکون دنیای این‌روزای من)



+ |  نويسنده: شازده اسدالله میرزا   ساعت: 0:56  دوشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۰۶ چت و گفتگو  | 
ما ایرانی‌ها خیلی عجیبیم... (ایکون دیدم که می‌گم)

توالت برای مردهامون مستراح هست و برای زن‌هامون رنگ روی لب‌شون(ایکون عجایب خلقت)



+ |  نويسنده: شازده اسدالله میرزا   ساعت: 12:51  چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۰۱ چت و گفتگو  | 
سکوت خبری این نیست که کسی از 5 سرباز اسیر ایرانی چیزی نگوید... این نیست که اخبار مهم بین‌المللی گفته نشود یا با حذف و تعدیل اعلام بشوند؛ حتی این نیست که روزنامه‌ها تعطیل بشوند!!!

سکوت خبری دقیقا این است که حادثه بزرگ عشق ما فردا تیتر هیچ‌کدام از روزنامه‌های صبح و عصر نیستند و ما در سکوت کامل خبری عاشق می‌شویم و عاشقیت می‌کنیم!!!(ایکون از سری نوشته‌های همین‌جوری)

پ.ن: ولنتاین بر همه‌ی ولنتاین دارها و ندارها و آرزومندان‌ش مبارک...(ایکون تبریک شازده‌ای)


برچسب‌ها: ایکون از سری نوشته‌های همین‌جوری, تبریک ولنتاین شازده‌ای, ولنتاین‌تون مبارک

+ |  نويسنده: شازده اسدالله میرزا   ساعت: 5:21  جمعه ۱۳۹۲/۱۱/۲۵ چت و گفتگو  | 

شهر من جایی‌ست که اگر کسی کسی را ناگهان در میانه‌ی خیابان بوسید هیچ زن و مردی لب‌شان را گاز نگیرند و زیر لب فحشی ندهند... شهر من دقیقا جایی‌ست که اگر هوس کردم بی‌خیال همه‌ی دنیا در میانه خیابان تنها با هرکسی، دقیقا هرکسی حال آشنا یا غریبه برقصم هیچ‌کسی به جرم برهم زدن نظم عمومی به محبس هدایتم نکند... شهر من جایی‌ست که در حسرت یک نعره‌ی مستانه نمیرم... شهر من... هه... شهر من اصلا نیست... من بی‌خانه‌مان‌ترینم!!!!(ایکون از سری نوشته‌های همین‌جوری)


برچسب‌ها: ایکون از سری نوشته‌های همین‌جوری, شهر شازده

+ |  نويسنده: شازده اسدالله میرزا   ساعت: 16:49  شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۰۹ چت و گفتگو  | 

لینک دانلود کتاب خراب بود الان درست‌ش کردم و می‌تونید از لینک زیر دانلودش کنید...(ایکون شازده اطلاع‌رسان)

لینکِ دانلود: http://anabi13.persiangig.com/sebile%20noghreh%20ei.rar/download


برچسب‌ها: لینک دانلود کتاب سبیل نقره ای

+ |  نويسنده: شازده اسدالله میرزا   ساعت: 13:47  چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۹/۰۶ چت و گفتگو  | 
سبیل نقره‌ای

"سبیل نقره‌ای" اولین کتاب "شازده اسدالله میرزا" با طراحی "صدف باوفا" رو از همین الان می‌تونید از هیچ‌کدوم از کتاب‌فروشی‌های معتبر شهرتون یا دلال‌های نامعتبر کتاب خریداری نکنید دلیل‌ش هم ساده‌ست چون جواز چاپ نگرفت ولی خب من هم اون‌قدر بی‌معرفت نیستم که کتابم رو به دست شما نرسونم... شما می‌تونید این کتاب رو از لینک زیر به سادگی دانلود کنید و لذت‌ش را ببرید پس به سراغ کتاب‌فروشی‌های معتبر و نامعتبر نرید بلکه به سادگی روی لینک زیر کلیک کنید و کتاب رو توی سیستم‌تون داشته باشید و بخونید(ایکون شازده اطلاع‌رسان)
امیدوارم از خواند‌نش لذت ببرید(ایکون لبخند پهن شازده)
لینک دانلود: 
http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5d3cc3953329c14f11d1e357f17c53c1 


برچسب‌ها: ایکون سبیل نقره‌ای, اولین کتاب شازده اسدالله میرزا, لینک دانلود کتاب سبیل نقره‌ای

+ |  نويسنده: شازده اسدالله میرزا   ساعت: 14:11  چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۷/۱۷ چت و گفتگو  | 

کتاب اولم با نام "سبیل نقره‌ای" در تهران و شمال رونمایی شد و لینک دانلودش در صفحه فیس‌بووک این‌جانب هست دوستانی که تمایل دارند داشته باشندش می‌تونند برند از فیس‌بووک دانلود کنند(ایکون شازده اطلاع‌رسان)

پ.ن: لینک صفحه فیس‌بووکم در کنار صفحه وبلاگ است.(ایکون نگید نگفتی)


برچسب‌ها: ایکون شازده اطلاع‌رسان, کتاب شازده, سبیل نقره‌ای, لینک دانلود کتاب شازده

+ |  نويسنده: شازده اسدالله میرزا   ساعت: 0:15  یکشنبه ۱۳۹۲/۰۷/۱۴ چت و گفتگو  | 
این‌جا شب نیست...
وقتی تو بی‌خوابی(ایکون از سری نوشته‌های همین‌جوری)

برچسب‌ها: ایکون از سری نوشته‌های همین‌جوری, شب, وقتی تو بی‌خوابی, روز و شب من

+ |  نويسنده: شازده اسدالله میرزا   ساعت: 23:43  دوشنبه ۱۳۹۲/۰۶/۰۴ چت و گفتگو  | 

سر منگِ بنگُ و باده نیست، دل در گرویِ شما داریم که این‌چنین هلال ماه‌مان گره خورده به سرِ کجِ هلالِ ابروی شما... غمزه‌ای بکنید و رو بگردانید سمت‌مان تا افطار شود این صیام یک ماه‌ی ما(ایکون احساسات شازده‌ای)(ایکون فطر مبارک)


برچسب‌ها: ایکون احساسات شازده‌ای, عید فطر, تبریک از نوع شازده اسدالله میرزا, هلال ما و هلال ماه, هلال ابرو

+ |  نويسنده: شازده اسدالله میرزا   ساعت: 0:14  جمعه ۱۳۹۲/۰۵/۱۸ چت و گفتگو  | 

برد دی‌شب ایران مقابل آلمان نشان از برتری سمند بر BMW بود در جاده‌های ایرانی و باخت امشب تنها نشانه‌ی قدرت هماهنگ‌سازی کمپانی BMW بود با جاده‌های هرکشوری... (ایکون والله به‌خدا)
پ.ن: پس الکی خودتون رو ناراحت نکنید این چیزی از ارزش‌های تیم ملی والیبال کشورمون کم نمی‌کنه(ایکون خداشاهده)


برچسب‌ها: ایکون از سری نوشته‌های همین‌جوری, برد تیم ملی والیبال, باخت تیم ملی والیبال, تحلیل دو بازی ایران و آلمان

+ |  نويسنده: شازده اسدالله میرزا   ساعت: 1:14  یکشنبه ۱۳۹۲/۰۴/۲۳ چت و گفتگو  | 

خاطرت هست کودکی را؟!

خاطرت هست چشم می‌گذاشتی و جایی پنهان می‌شدم که پیدایم کنی؟‍!!!

می‌شود این‌بار من چشم بگذارم و تو فقط گم شوی؟!(ایکون قایم باشک)


برچسب‌ها: ایکون از سری نوشته‌های همین‌جوری, ایکون شازده بازی‌گوش, شازده و کودکی, قایم باشک

+ |  نويسنده: شازده اسدالله میرزا   ساعت: 19:35  پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۴/۲۰ چت و گفتگو  |